
کوفیان منتظر و در صدد آزارندنکند داغ تو را روی دلم بگذارندپسرم خیمه همین جاست مرا گم نکنیپسرم دور نشو سنگ دلان بسیارندپسرم دست خودت نیست اگر تنهاییاین جماعت همه از اسم علی بیزارند!این جماعت همه امروز فقط آمده اندداغ هفتاد و دو تا گل به دلم بگذارندسنگ ها... هلهله ها... پیکر تو... یک لشگر...وای این قوم چرا این همه خنجر دارند؟آه، پرپر مزن آن قدر دلم می گیردعاشقان بر درت از اشک چو باران کارندعصر امروز جوانان حرم جسمت را...باید از هر طرف دشت بلا بر دارنددیدی آخر تو به معراج رسیدی پسرمباید این بار تو ...
ادامه مطلب